تبلیغات
تفسیر(بخش اول)

تفسیر ترابطی سوره مبارکه فتح

تحقیق و تفسیر از : مهدی شهیدی و س - اسماعیلی

 

 

بخش اول :

 

پیروزی آشکار  و  ره آوردهای آن

 

   در این بخش ، به بررسی آیات یکم تا هقتم سوره مبارکه فتح می پردازیم که پیرامون معنا و مقصود فتح مبین ، و همچنین ره آورد های فتح برای مؤمنان ، و سرانجام اسف بار کافران و منافقان سخن به میان می آید ، که توجه خوانندگان عزیز را به آن جلب می نماییم .

 

 

   فصل اول : 

فتح المبین چیست ؟

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِینًا(1)

ما برای تو پیروزی اشکاری فراهم ساختیم

 

    همچنانکه گذشت ، محتوای سوره فتح وموضوع و محور این سوره شریفه ،پیروزی الهی در پرتو ایمان حقیقی میباشد . ابتدا باید دانست که مقصود از فتح مبین چیست .فتح مبین در فارسی یعنی پیروزی آشکار و چشم گیر . حال سؤال اینست که چه پیروزی و فتحی می تواند آشکار و چشم گیر باشد ؟!

    مفسرین در این خصوص نظریات متفاوتی داده اند که عمده انها به شرح ذیل می باشد :

 

   1- مراد ، فتحی است که خداوند به واسطه صلح حدیبیه نصیب مسلمانان نمود . اکثر مفسران قائل به این نظریه می باشند همچون : ابوالفتوح رازی ، فیض کاشانی ،صاحب کتاب فی ظلال القرآن و همچنین علامه طباطبایی .

   علامه در المیزان می فرمایند1:

   " تمامی پیشرفت هایی که این سوره اشاره ای به آنها دارد ،از روزی شروع شده که حضرت از مدینه بسوی مکه بیرون رفت وسرانجام مسافرتش به صلح حدیبیه منتهی گردید . مانند منت نهادن بر رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم ومؤمنین ؛ مدح مؤمنین و خشنودیش از بیعت ایشان ؛ وعده جمیلی که به ایشان داده و مذمت عرب های متخلف که رسول خدا خواست آنان را به سوی جنگ حرکت دهد ولی حاضر نشدند ؛ مذمت مشرکین در اینکه سد راه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و همراهان ایشان شدند ومذمت منافقین و تصدیق خدا رؤیای رسول گرامیش را و ... همه اینها اگر صریح نباشد، نزدیک به صریح است ."

   2- مراد از فتح مبین ، فتح مکه است . شیخ طوسی در تبیان ، زمخشری در کشاف ، فخر رازی در تفسیرکبیر و طبرسی در مجمع البیان ، این قول را پسندیدند2 .

   3- مراد از فتح مبین ، فتح خیبر است3 .

   4- مراد از فتح مبین ، برتری اسلام بر تمامی دشمنان از طریق قدرت منطق برتری دلایل معجزات آشکار می باشد4 .

   5- مراد از فتح مبین ،گشودن تمام اسرار علوم بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است5 .

   با دقت در اقوال فوق وبررسی محققانه در دلایل وروایات ، قول اول بر دیگر اقوال ترجیح می یابد منظور از فتح مبین ، پیروزی آشکار و چشم گیری است که از رهگذر صلح حدیبیه نصیب مؤمنان حقیقی می گردد . 

  

 

   داستان صلح حدیبیه6

 

   در سال ششم هجرت ،ماه ذی القعده ،پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به قصد عمره به سوی مکه حرکت کرده همه مسلمانان را تشویق به شرکت در این سفر نمود ، اما گروهی خودداری کردند ودر مقابل جمع کثیری از مهاجرین و انصار و اعراب بادیه نشین در خدمتش عازم مکه شدند که جمعیت آنها حدود یکهزار و چهارصد نفر بود .

   هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به "عسفان" در نزدیکی مکه رسید، با خبر شد که قریش تصمیم گرفتند از ورود او به مکه جلوگیری کنند تا اینکه به حدیبیه رسیدند ودر آنجا توقف کردند. در همانجا سفرائی میان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و قریش رد و بدل شد.

   یکی از سفرائی که از جانب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به مکه اعزام شد، عثمان بود که توسط قریش نگه داشته شد ومیان مسلمانان شایعه شد که عثمان کشته شده است. این مسأله باعث گردیدکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در آنجا با مسلمانان برای جنگ با مشرکان تجدید پیمان نماید که به "بیعت رضوان" معروف گردید. دیری نگذشت که عثمان سالم بازگشت و به دنبال او "سهیل بن عمر" برای مصالحه خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمد که منجر به پیمان صلحی میان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و قریش گردید که مفاد این صلح و فوائد بسیار آن در بخش های بعد خواهد آمد.

 

   این صلح، درس ها و عبرت های فراوانی را برای مؤمنان در طول تاریخ داشته است که در آیات شریفه فتح بدان اشاره گردیده است و نقاط بزرگ و سرنوشت ساز این صلح را که از آن به "فتح مبین" یاد شده است، بیان نموده است.

 

   بدیهی است که هیچ یک از آیات قرآن مختص به زمان و شأن نزول نمی باشد و برای تمام زمانها و اعصار پند ها و عبرت های فراوانی دارد وسوره فتح نیز از این قاعده مستثنی نیست . در نتیجه این سوره شریفه قبل از آنکه داستان صلح حدیبیه را بیان کند، این پیام را به تمام مؤمنان در همه اعصار می رساند که پیروزی آشکار تنها زمانی محقق می گردد که مؤمنان در پرتو ایمان حقیقی و با انجام وظائف محوله، در اطاعت از فرامین پیامبر و جانشینان بر حقش، ثابت قدم باشند که از این رهگذر، از مواهب و برکات حاصل از این فتح بهره مند می گردند و الا فلا.

 

 

 

 

   فصل دوم:

ره آوردهای فتح برای مؤمنان

 

 

 

لِّیَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكَ وَ یهَْدِیَكَ صِرَطًا مُّسْتَقِیمًا(2)

 

تا خداوند گناهان گذشته و آینده ای را که به تو نسبت می دادند، ببخشد و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید.

 

وَ یَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا(3)

 

و پیروزی شکست ناپذیری نصیب تو کند.

 

هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّكِینَةَ فىِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیزَْدَادُواْ إِیمَنًا مَّعَ إِیمَنهِِمْ  وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضِ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا(4)

 

او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست و خداوند دانا وحکیم است.

 

لِّیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَتِ جَنَّتٍ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْرُ خَلِدِینَ فِیهَا وَ یُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَیَِّاتهِِمْ  وَ كاَنَ ذَلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا(5)

 

هدف این بود که مردان و زنان باایمان را در باغهایی وارد کند که نهرها از زیر درختانش جاریست؛در حالیکه جاودانه در آن می مانند وگناهانشان را می بخشد واین نزد خدا رستگاری بزرگی است.

 

   این پیروزی آشکار وچشم گیر برای مؤمنان حقیقی ، فوزی عظیم " كاَنَ ذَلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا " آثار و برکات بسیاری داشته است که آیات فوق به آن اشاره کرده است و در جدولی می توان آنها را بیان کرد:

 

1-مغفرت الهی

لِّیَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ

2-اتمام نعمت

وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكَ

3-هدایت

وَ یهَْدِیَكَ صِرَطًا مُّسْتَقِیمًا

4-نصرت با عزت

وَ یَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا

5-سکینه و آرامش

هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّكِینَةَ فىِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ

6-ازدیاد ایمان

لِیزَْدَادُواْ إِیمَنًا مَّعَ إِیمَنهِِمْ 

7-بهشت

لِّیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَتِ جَنَّتٍ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْرُ خَلِدِینَ فِیهَا

8-کفاره گناهان

وَ یُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَیَِّاتهِِمْ 

  

   1-مغفرت الهی

   ابتدا برای روشن شدن مطلب،باید دانست که مقصود از " لِّیَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ "چیست؟

   مفسرین اهل سنت از آنجا که قائل به عصمت انبیاء نیستند،آیه فوق را  حمل بر ظاهر نموده و می گویند پس از این فتح بزرگ،گناهان گذشته آینده پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بخشیده می شود .

   ولکن از آنجا که امامیه قائل به عصمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می باشد،دست به تأویل این آیه می زنند و نظرات متفاوتی را ارائه می دهند :

 

   الف - عده ای معتقدند که مراد از " مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ "(گناهان گذشته) ، گناهان پدر و مادر حضرت (آدم و حوا) است و مراد از مغفرت" مَا تَأَخَّرَ "(گناهان آینده)،آمرزش گناهان امت بوسیله دعای آن جناب است7.

 

   ب - این کلام،گفتاری است بر حسب فرض؛هر چند از نظر سیاق به نظر می رسد کلامی تحقیقی باشد نه فرضی.در این صورت معنایش این است که:تا خدا گناهان قدیمی و آینده ات را،اگر گناهی داشته باشی،بیامرزد8.

 

   ج - این کلام،جنبه تعظیم حسن خطاب دارد و معنای آن"غفر الله لک"می باشد . همچنانکه چنین خطابی در آیه43 توبه " عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ "آمده است9.

 

   د - مراد از ذنب در حق رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ،ترک اولی است؛یعنی مخالفت اوامر ارشادی است تمرد از امتثال تکالیف مولوی.چون انبیاء با آن درجات قربی که دارند بر ترک اولی مؤاخذه می شوند،اما دیگران بر معصیت های اصطلاحی مؤاخذه می شوند.همچنانکه گفته اند:"حسنات الابرار،سیئات المقربین"10.

 

  ی - وجهی است که جمعی از علمای امامیه آن را پذیرفته اند وآن اینست که مراد از مغفرت گناهان گذشته آن جناب،گناهان گذشته امت او ومراد از گناهان آینده اش،گناهانی است که امتش بعدها مرتکب می شوند وبا شفاعت آن جناب آمرزیده می شود نسبت دادن گناهان امت به آن جناب عیبی ندارد11.

 

   نظرات مختلف دیگری نیز در این میان مطرح است که مجال مطرح کردن آنها نیست.در هر صورت اگر هر یک از تفاسیر فوق مد نظر قرار گیرد،یکی از برکات عظیم که از این فتح بزرگ عائد مؤمنان می گردد،مغفرت الهی است که منتی است بزرگ بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ومؤمنان که باید شاکر آن باشند.

   

   2-اتمام نعمت

   بعضی از مفسرین گفته اند منظور از" یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكَ "اینست که:نعمت خود را در دنیا برایت تمام کند و تو را بر دشمن غلبه داده وبلند آوازه ات گرداند و دینت را رونق بخشد و در آخرت هم نعمت را تمام کند و درجه ات را بلند کند12.

   این نعمتی است که خداوند بر تمام مؤمنان نازل نمود و چه نعمتی بالاتر و والاتر از اینکه اسلام را بر تمام دشمنان غلبه داد و موجب رونق دین گردید و دین کامل را به آنها ارزانی نمود و بواسطه درجه والای پیامبر،مؤمنان را از شفاعت حضرتش بهره مند نمود.

 

   3- هدایت الهی

   در تفسیر " یهَْدِیَكَ صِرَطًا مُّسْتَقِیمًا " عده ای گفته اند : یعنی تو را بر صرط مستقیم ثابت بدارد ، صراطی که سالک خود را به سوی بهشت می کشاند13.

   برخی دیگر گفته اند یعنی تورا در تبلیغ احکام و اجرای حدود به سوی صراط مستقیم رهنمون شود14.

   علامه طباطبایی در المیزان می نویسد15:

   "هدایت آن جناب بعد از تصفیه جو برای پیشرفت او ، هدایت به سوی صراط مستقیم است . چون این تصفیه ، سبب شد که آن جناب پس از صلح حدیبیه بتواند خیبر را فتح کند و بتواند سلطه دین را بر اقطار جزیرةالعرب گسترش دهد ."

   به هر ترتیب ، یکی از بزرگ ترین مواهب فتح و پیروزی اسلام هموارشدن راه هدایت برای انسانها و مؤمنان است ؛ زیرا با فتح ، موانع از سر راه هدایت بشر برداشته می شود و انسانها و اهل ایمان بهتر از گذشته می توانند مسیر کمال را بپیمایند و به صراط مستقیم رهنمون گردند .

 

   4- نصرت و یاری باعزت

   علامه طباطبایی در تفسیر " وَ یَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا " فرموده اند16:

   " خدای تعالی آن جناب را نصرت ویاری داد ، نصرتی چشم گیر و عزت مند که کم نظیر یا بی نظیر بود ؛ چون مکه وطائف را برایش فتح نمود و اسلام را در سرزمین جزیرةالعرب گسترش داد و شرک را ریشه کن ویهود را ذلیل و نصارای جزیرةالعرب را خاضع و مجوس ساکن در جزیرةالعرب را برایش تسلیم نمود و خدای تعالی دین مردم را تکمیل و نعمتش را تمام نمود و اسلام را برایشان دینی پسندیده کرد . "

   در نهایت خداوند به واسطه این فتح آشکار ، نصرت و یاری خود را برای مؤمنان تضمین نمود و در همه مراحل آنها را یاری کرد ؛ البته به شرط آنکه مؤمنان ایمان خود را حفظ نموده و شکرگذار باشند و وظایف خود را در قبال این نعمت انجام دهند .

   در غیراینصورت ، نه فتحی صورت می گیرد و نه مواهبی از آن برای آنها خواهدماند و این در طول تاریخ تجربه گردیده است ؛ هرجا مسلمانان ، ایمان خود را حفظ کردند و به وظایف خود عمل نمودند ، یاری خدا همراهشان شد و پیروز گردیدند و هرجا تخطی نمودند ، خداوند یاری خود را از آنها برداشت و ایشان نیز شکست خوردند .

  

   5و6- سکینه و آرامش ، ازدیاد ایمان

   سکینه از ماده سکون ، به معنی آرامش و اطمینان خاطری است که هرگونه شک وتردید و وحشت را از انسان زائل می کند و او را در طوفان حوادث ثابت قدم می دارد . این آرامش ممکن است جنبه عقیدتی داشته باشد و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد ؛ یا جنبه عملی داشته باشد به گونه ای که ثبات قدم و مقاومت و شکیبایی به انسان می بخشد17.

   یکی از بزرگترین ره آوردهای این فتح بزرگ ، سکینه و آرامشی است که بر قلب مؤمنان نازل می شود و از این رهگذر بر ایمان و یقینشان افزوده شده و همچون نسیمی آرام بخش برلطافت روحشان می افزاید ؛ به حدی که در تیره راه دنیا که همه عالمیان در حیرت وسرگردانی به سر می برند ، همچون فانوسی روشنگر راه حق را برای او روشن می نماید و او را از لغزش ها و انحراف ها رهایی می بخشد .

   در آوردگاه حدیبیه بسیاری که ایمان ضعیفی داشتند و همه چیز را جز به ظاهر نمی دیدند با عقد این پیمان ، شک و تردید ایمانشان را به ورطه سقوط کشانده و اندک اعتقادشان را زائل نمود واگر یاری خدا نبود ، این گروه همه چیز را باخته بودند .

   آنچه جالب است اینکه لفظ سکینه سه بار در این سوره شریفه آمده است و در هرجا برداشتی را به ذهن متبادر می کند که می توان آن را اینگونه بیان کرد :

 

آرامش ره آورد فتح آشکار برای مؤمنان

 إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِینًا(1)

هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّكِینَةَ فىِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ .....(4)

آرامش ره آورد وفای به عهد بیعت کنندگان

لَّقَدْ رَضىِ‏َ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَكَ تحَْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فىِ قُلُوبهِِمْ .....(18)

....فَأَنزَلَ السَّكِینَةَ عَلَیهِْمْ ....(18)

آرامش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و مؤمنان در مقابل خشم و تعصب و نخوت مشرکان

 إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ كَفَرُواْ فىِ قُلُوبِهِمُ الحَْمِیَّةَ حَمِیَّةَ الجَْهِلِیَّةِ ....(26)

 ....فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلىَ‏ رَسُولِهِ وَ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى‏ ....(26)

 

   با توجه و دقت در هریک از آیات فوق ، نتیجه ای مشترک برای اهل تحقیق و اندیشه پدید خواهد آمد و ابعاد مختلف این موهبت الهی برای اهل نظر روشن می شود به نحوی که اگر هیچ کدام از مواهب گذشته و آینده نبود ، همین یک مورد کافی بود برای آنکه مؤمنان شب و روز را شکرگذار حضرت حق باشند .

   وجه مشترک این آیات این است که در شرایطی که امکان شک وتردید وجود دارد نازل گردیده است ؛ به این ترتیب هرجا مؤمنان در بحران وسختی و شدت قرار می گرفتند ، این آرامش و سکینه بود که آنها را یاری می کرد و موجب می گردید در سخت ترین شرایط بهترین تصمیم را بگیرند و دشمنان را ناکام نمایند و در دام مکر وحیله آنان نیافتند .

   این مطلب توسط بسیاری از روان پزشکان و کارشناسان تأیید گردیده که اگر انسانی بخواهد در سختی ها بهترین و صحیح ترین تصمیم را بگیرد نیاز به اطمینان و آرامش دارد که در پرتو آن به تدبیر امور مشغول شود .

 

 

    دو عامل از عوامل آرامش مؤمنان

 

   در ذیل آیه مورد بحث دو فراز وجود دارد که هر کدام بیانگر عاملی از عوامل سکینه و آرامش مؤمنان است :

 

 

آیه

پیام آیه

عامل اول

 وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضِ

اگر با خدا باشی ، تمام قوای زمین و آسمان با توأند.

عامل دوم

 وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا(4)

خداوند ، هم نیازها ومشکلات تو را می داند وهم از تلاش ها و کوشش ها ، واطاعت و بندگی تو با خبر است .

 

   با ایمان به این دو اصل چگونه ممکن است ، آرامش خاطر بر وجود انسان حاکم نگردد ؟!18

 

    7-بهشت

   یکی از بزرگ ترین پاداشهایی که خداوند برای اهل ایمان قرار داده است ، بهشت جاویدان است که از آن با نام های بسیار یاد شده است که یکی از آنها " جَنَّتٍ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْرُ "می باشد . کتاب الهی این عبارت را به وفور در توصیف بهشت به کار برده است .

در این فراز نیز علاوه بر بهره های دنیوی حاصل از فتح که به نو به خود  ارزش و جایگاهی والا دارد و به آن اشاره گردیده ، وعده بهشت جاودان را به مؤمنان می دهد که نهایتی برای آن نیست .

    

   8-کفاره گناهان 

    ازآنجایی که انسان ممکب الخطاست و حتی اگر مؤمن باشد در پاره ای موارد ممکن است از او لغزش هایی سر زند و این لغزش ها قلب او را مکدر نماید ، لذا نیاز است وسیله ای در خور ، برای شستشوی نفس او باشد تا گناهان ، سد راه کمال او نگردد .

   خدای متعال با توجه به رحمت واسعه اش و دیگر صفات جمالش ، وسایلی را برای امحاء خطاها و سیئات مؤمنان قرار داده است تا کفاره گناهان او باشد و به واسطه آنها با دل هایی آرام گرفته از مهر الهی ، مسیر ازدیاد ایمان را طی نموده و به لقاءالله نائل آیند .

   حاصل آنکه یکی دیگر از ره آوردهای این فتح بزرگ ، همین پوشاندن گناهان مؤمنان است که این موهبت الهی منتی است ماندگار بر اهل ایمان .

 

 

 

 

 

   فصل سوم :

عاقبت فتح برای اهل باطل

 

 

وَ یُعَذِّبَ الْمُنَفِقِینَ وَ الْمُنَفِقَتِ وَ الْمُشْرِكِینَ وَ الْمُشْرِكَتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ  عَلَیهِْمْ دَائرَةُ السَّوْءِ  وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ  وَ سَاءَتْ مَصِیرًا(6)

 

 

مردان و زنان منافق ، و مردان وزنان مشرک که به خدا گمان بد می برند ، مجازات کند؛ حوادث ناگواری تنها بر خودشان نازل می شود . و خدا بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته است ؛ و چه بد سرانجامی است .

 

وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضِ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَكِیمًا(7)

 

 

لشکریان آسمان ها و زمین تنها از آن خداست و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است .

 

     پس ازآنکه خداوند ره آوردهای این فتح بزرگ را برای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و مؤمنان برشمرد ، عاقبت و سرانجام اهل باطل را که به دو گروه منافقان و مشرکان تقسیم می گردند ، در برابر این فتح بیان می نماید ؛ چراکه آنان  به واسطه گمان بدی که به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و رسالت او داشتند ، تصور می کردند که نهضت آن وجود نازنین رو به افول است و در پایان راه خود به سر می برد ؛

     لکن به واسطه فتح و نصرت الهی خلاف آنچه تصور می کردند ، اتفاق افتاد و اسلام بر آنها پیروز گردید و آنها را به خاک مذلت کشاند و خشم و لعنت الهی را برای آنها به دنبال داشت و درنهایت عذابی دردناک در جهنم برایشان مهیا نمود . و این همه در یک آیه بیان شده است :

 

عاقبت منافقان و مشرکان

 

1- عذاب الهی

وَ یُعَذِّبَ الْمُنَفِقِینَ وَ الْمُنَفِقَتِ وَ الْمُشْرِكِینَ وَ الْمُشْرِكَتِ

2- بازگشت گمان بدشان به خودشان

 الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ  عَلَیهِْمْ دَائرَةُ السَّوْءِ 

3- غضب الهی

وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ

4- لعنت الهی

وَ لَعَنَهُمْ

5- عذاب جهنم و دوزخ

وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ  وَ سَاءَتْ مَصِیرًا

 

   یک نکته مهم :

 

   در آیه هفتم بار دیگر بر عظمت و قدرت اشاره کرده و می گوید : " وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضِ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَكِیمًا " ( لشکریان آسمان ها و زمین از آن خداوند است و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است ).

   این سخن یک بار در ذیل مقامات و مواهب اهل ایمان آمد و یک بار هم در اینجا و در ذیل مجازات منافقان و مشرکان ، تا روشن شود خداوندی که تمام جنود آسمان و زمین تحت فرمانش قراردارند ، هم قدرت بر آن دارد و هم توانایی بر این . هرگاه دریای رحمتش موج زند ، شایستگان را هر جا باشد شامل می شود و هرگاه آتش قهر و غضبش زبانه کشد ، مجرمی را قدرت فرار از آن نیست .

   قابل توجه اینکه به هنگام ذکر مؤمنان ، خداوند توصیف به "علم وحکمت" شده که مناسب مقام رحمت است ؛ ولی در مورد منافقان و مشرکان توصیف به " قدرت و حکمت " شده که مناسب مقام عذاب است19.

 

 

 

 

    پاورقی ها :

 

1) طباطبایی ، محمدحسین ؛ تفسیرالمیزان ، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی ، جلد 18 ، صفحه 379

2)   مکارم شیرازی ، ناصر ؛ تفسیر نمونه ، جلد22 ، صفحه 10

3)   همان

4)   همان

5)   همان

6)   همان ، صفحه 12

7)   طبرسی ، فضل بن حسن ؛ مجمع البیان ، جلد 9، صفحه 110

8)   همان

      9)   همان ، صفحه 111

    10)     همان

    11)   همان

    12)   المیزان ، جلد 18 ، صفحه 385

    13)   مجمع البیان ، جلد 9 ، صفحه 111

    14)   آلوسی ، محمود ؛ روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم والسبع المثانی ، جلد26 ، صفحه 91

    15) المیزان ، جلد 18 ، صفحه 386

    16)  همان

    17)   نمونه ، جلد 22 ، صفحه 28

    18) اقتباس از : نمونه ، جلد 22 ، صفحه 30

    19)   نمونه ، جلد 22 ، صفحه 36

 

 ( در صفحات بعدی ادامه این تفسیر ارائه می گردد ، ما را تا پایان تفسیر همراهی کنید )

 

 
این وبلاگ در جهت نشر فرهنگ غنی اسلامی تاسیس شده است

All Rights Reserved 2005-2006 © rohama.MihanBlog.Com

Best Resolution : 1024 X 768