تبلیغات
رحماء - :::: اسطوره حلم و حیا ::::
موضوعات رحماء
نظرسنجی
در مجموع محتوای رحماء را چگونه ارزیابی می کنید ؟





صفحات رحماء
خبرنامه
سایتها و وبلاگهای پیشنهادی
درباره ...

Designed By : DavoodSysteM
Powered By : MihanBlog

:: :::: اسطوره حلم و حیا ::::

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شعر از : سرکار خانم کلاهدوز

 

زینب آن اسطوره حلم وحیا

زینب آن آینه ایزد نما

زین اب هم زینت دامان مام

افتخار هم نبی و هم امام

خوانده اش معصوم او را عالمه

عالمه غیر معلم برهمه

در شجاعت وارث حیدر بود

در عفاف او وارث مادر بود

چون که در کوفه کلام آغاز کرد

آن زبان حیدری را باز کرد

جمله گفتندی علی گوید سخن

آن صدا آید به گوش از این دهن

ناگهان فرمود اسکت اهل زور

اهل تزویر و ریا ، از حق به دور

تا ابد گریان بماند چشمتان

باد جاری این مسیر اشکتان

ظمها کردید بر آل نبی

حال می گریید بر آل علی ؟!

شِکوه می کرد او از آن نامردمان

خطبه می خواند با فصاحت همچنان

ناگهان چشمش سر نِی اوفتاد

گفتگو را با برادر سر بداد

کِی برادر ای هلال یک شبه

در کجا بودی تو مهمان دیشبه ؟!

من نمی کردم گمان امروز را

تا ببینم رأس خاک آلود را

جز تنور خولی آخر جا نبود ؟!

بهرمهمان بهتر از آنجا نبود؟!

مادرم آمد پذیرایی کند

در بغل گیرد تو را زاری کند

با برادر بود گرم گفتگو

دید طفش گشته خیره سوی او

گفت ای جان برادر گو سخن

دخترت جان می دهد ای ممتحن

از جگر بهر برادر ناله زد

رأس خود بر چوبه محمل بزد

حضرت سجاد گفتش عالمه

عمه جان هستی فهیمه ، صابره

الغرض از کوفه تا شام بلا

کو به کو بردند آن سر خدا

شام هم خود ماجرایی دیگر است

شرح او را داستانی دیگر است

با بیانش ظالمان رسوا نمود

خون ثارالله را احیا نمود

شد شهادت با اسارت پایدار

اینچنین دین خدا شد برقرار

 

خواهرم باید که زینب گونه شد

در شجاعت ، در حیا ، اسطوره شد

در ره حق باید از سامان گذشت

بهر جانان روی خار از جان گذشت

در ولایت پایمردی بایدت

در طریق حق سترگی بایدت

آری آری این مسیر بندگی ست

در مسیر بندگی ، پایندگی است

بارالها ، کن تفضل ، حسنیه

در طریق حق رود تا خاتمه

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : مهدی شهیدی در چهارشنبه 2 فروردین 1385 و ساعت 01:03 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین