تبلیغات
رحماء - کلامی در باب ولایت علی علیه السلام
موضوعات رحماء
نظرسنجی
در مجموع محتوای رحماء را چگونه ارزیابی می کنید ؟





صفحات رحماء
خبرنامه
سایتها و وبلاگهای پیشنهادی
درباره ...

Designed By : DavoodSysteM
Powered By : MihanBlog

:: کلامی در باب ولایت علی علیه السلام

بسم رب الشهداء والصدیقین

باسلام

با عرض معذرت در ایام پرسرور غدیر به علت مشغله بسیار نتوانستم وبلاگ را به روز نمایم ولی به دلیل آنکه در این هفته با وجود سپری شدن عید سعید غدیر ، مناسبت های دیگری درخصوص ولایت امیرمؤمنان واقع شده است حیفم آمد که از این موضوع مهم عبور کنم .

لذا نگاهی گذرا به وقایع این هفته که به حق باید آن را هفته ولایت نامید می نماییم :

۱- عیدغدیرخم (۱۸ذی الحجه)

۲- روز مباهله (۲۴ ذی الحجه)

۳- روز خاتم بخشی امیرالمومنین علیه السلام ( ۲۴ ذی الحجه )

۴- نزول سوره انسان در شان اهل بیت ( ۲۵ ذی الحجه )

روز 18 ذی الحجه سال دهم هجری مصادف است با روزی که پیامبر مکرم اسلام که درود بی پایان الهی براو باد در آخرین حج خود در منطقه ای به نام غدیرخم تمام مسلمانان را به توقف دعوت نمود به گونه ای که آنان که پیش بودند بازگستند و آنان که عقب مانده بودند به پیامبر رسیدند .

ایجا بود که ایشان لب به سخن گشودند و پس مدح و ثنای خداوند متعال و اعلام این نکته که آخرین حج ایشان است جانشین خویش را معرفی نمودند و فرمودند من کنت مولاه فعلی مولاه .

در پایان همگان حتی مخالفان علی با ایشان بیعت نموده این جمله معروف را گفتند که بخ بخ لک یاعلی .

این روایت به صورت متواتر در کتب شیعه و سنی نقل شده است و آنچه مورد اختلاف اهل سنت قرار گرفته است در مفهوم روایت است که فیه تأمل .

در باب اثبات مفهوم ولایت و جانشینی از روایت شیعیان دلائل بسیاری ارائه نموده اند که در این مختصر نمی گنجد .

البته در باب فضائل امیرمؤمنان حوادث ارزشمندی در این هفته واقع شده است که ما را از بیان هر دلیل بی نیاز می نماید به گونه ای که هر عقل سلیمی با درک برتری جایگاه و شأن علی علیه السلام بر دیگران ، براحتی جانشین برحق پیامبر را تشخیص می دهد .

 

در این مجال به سه واقعه مهم این هفته اشاره می شود :

 

1- روز 24 ذی حجه سال دهم هجری ، درست 6 روز پس از غدیر خم نصارای نجران نزد پیامبر آمده با ایشان مباحثه نمودند و پس از آنکه حجتهای ایشان بر آنها مقبول نیافتاد پیامبر آنها را به مباهله دعوت نمودند.

مباهله عبارت است از اینکه دو گروه یا دو شخص یکدیکر را لعن می نمایند از خداوند هلاک دیکری را طلب می نمایند ، هرکدام از این دو گروه برحق بود دعایش مستجاب و گروه دیگر هلاک می شود .

در اینجا پیامبر آنها را دعوت نمودند که ایشان به همراه زنان ، مردان و فرزندان خردسال مسلمان ، نصارای نجران را لعن کنند و آنها نیز همین کار را انجام دهند و آنها نیز پذیرفتند.

روز موعود پیامبر به همراه امیرمؤمنان ، حضرت صدیقه طاهره و دو فرزندشان امام حسن وامام حسین علیهم السلام به وعده گاه رسیدند ، انها با مشاهده این صحنه از مباهله منصرف شدند و متعهدبه پرداخت جزیه گردیدند .

وبدین ترتیب این آیه شریفه نازل گردید :

فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنةالله علی الکاذبین (آل عمران آیه 61)

این حقیقتی است انکار نشدنی که مباهله هر شخصی ازجانب خداوند پذیرفتنی نیست و شخص لعنت کننده خود باید دارای ارج و قرب والایی نزد خداوند باشد ، براستی باوجود این افراد ، دیگران لیاقت ولایت و جانشینی پیامبر را پیدا می کنند .

2- در روز 24 ذی حجه حادثه مهم دیکری نیز اتفاق افتاده است که به لحاظ ارتباط با موضوع به آن اشاره می گردد .

در این روز آیه 55 سوره مبارکه مائده نازل گردید " انّما ولیکم الله و رسوله و الّذین آمنوا الّذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون "

سرپرست و ولی شما تنها خداست ، و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده اند ، همانهایی که نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکوة می دهند .

در شأن نزول آیه ، تفسیر مجمع البیان به نقل از ابوذر غفاری که رحمت خدا بر او باد آورده است :

روزی از روزهابارسول خدا در مسجد نماز می خواندم سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد ولی کسی چیزی به او نداد او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم ولی کسی جواب مساعد به من نداد .

در همین حال علی علیه السلام با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد، سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد . رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم که در حال نمز بود جریان را مشاهده کرد و هنگام مفارغت از نماز سر به سوی آسمان بلند کردند و چنین گفتند :

خداوندا برادرم موسی از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانی و کارها را براو آسان سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهی و بوسیله او نیرویش را زیاد گزدانی و در کارهایش شریک سازی .

خداوندا ! من محمد پیامبر و برگزیده توام ، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز ، از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پشتم قوی و محکم گردد .

ابوذر می گوید : هنوز دعی پیامبر پایان نیافته بود که جبرئیل بر ایشان نازل شد و گفت : بخوان . ایشان فرمود چه بخوانم . گفت : بخوان انّما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...........

این هم دلیلی دیگر بر مرتبه والای علی علیه السلام

3- روز 25 ذی حجه نیز حادثه مهم دیگری اتفاق افتاد که منجر به نزول سوره هل أتی ( انسان – دهر ) در شأن اهل بیت علیهم السلام می باشد که نقطه عطف آن آیات 8 و 9 می باشد .

ویطعمون الطعام علی حبّه مسکینا و یتیما واسیرا (8) انّما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء و لاشکورا (9)

در شأن نزول این سوره آمده است که :

ابن عباس می گوید حسن و حسین علیهماالسلام بیمار شدند ، پیامبر با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند و فرمودند : ای ابوالحسن خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می کردی ، علی و فاطمه علیهماالسلام و فضه که خادمه آنها بود نذر کردند که اگر آنها شفا یافتند سه روز روزه بگیرند ( طبق برخی روایات حسن وحسین علیهماالسلام نیز فرمودند ما هم نذر می کنیم که روزه بگیریم ) .

چیزی نگذشت که هردو شفا یافتند ، در حالی که از نظر مواد غذایی دست خالی بودند روزه گرفتند ، علی علیه السلام سه من جو قرض نمود و فاطمه علیهاالسلام یک سوم آن را برای افطار آرد نمودند .

هنگام افطار سائلی بردر خانه آمد و گفت : السلام علیکم یا اهل بیت النبوه مستمندی از مستمندان مسلمین هستم غذایی به من بدهید خداوند به شما از غذاهای بهشتی مرحمت کند .

آنها همگی مسکین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند .

روز دوم را همچنان روزه گرفتند و مو قع افطار وقتی غذا را آماده کردند یتیمی بر در خانه آمد ، آن روز نیز ایثار کردند و غذای خود را به او دادند و با آب افطار کردند .

در سومین روز اسیری به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز هم سهم غذای خود را به او دادند . هنگامی که صبح شد علی علیه السلام دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفته بود و خدمت پیامبر آمدند . هنگامی که پیامبر آنها را مشاهده کرد دید از شدت گرسنگی می لرزند ، فرمود : این حالتی که در شما می بینم برای من بسیار گران است .

سپس برخواست و با آنها حرکت کرد ، هنگامی که وارد خانه فاطمه علیهاالسلام شد دید در محراب ایستاده در حالیکه از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده ( این عبارت نوعی ضرب المثل است ) و چشمهایش به گودی نشسته پیامبر با دیدن این صحنه بسیار ناراحت شد.

در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت ای محمد این سوره را بگیر ، خداوند با چنین خاندانی به تو تهیت می گوید سپس سوره هل أتی را بر او خواند .

الحق و الانصاف با مطالب فوق آیا دلیلی بررد فضائل و درجات امیرمؤمنان علیه الیلام باقی می ماند ؟؟؟!!!!

تأسف بر کسانی که خورشید را در ظهر آفتابی نمی بینند !!!!!!!!!!!!!

:: نوع مطلب : عقائد ,

:: نوشته شده توسط : مهدی شهیدی در یکشنبه 2 بهمن 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ

:: ویرایش شده در شنبه 13 اسفند 1384 و ساعت 06:03 ق.ظ

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین